من عاشق این وابستگیم
پسر باهوشم هر روزی که میگذره تو بهم وابسته تر میشی
و من عاشق این وابستگیم اگر من کنارت تا هر زمانی خوابیده باشم شما هم میخوابی و وقتی من صبح زودتر بلند میشم از خواب به نیم ساعت نمیکشه که شما هم بیدار میشی
تنها تو بغل من میخوابییی
دیگه اصلا روی تخت پارکت نمی خوابی فقط کنار من اگه اونجا باشی هر یک ساعت یکبار بلند میشی وشیر میخوری تا اینکه بیارمت پیش خودم بدجنس مامان
امیر محمد عزیزم ولی این وابستگی یک طرفه نیست من بیشتر وابسته شدم لباس هام دیگه بوی تو را میده همش دوست دارم این بو از بین نره این بهترین عطر
حتی یک ساعت نمیتونم تنهات بزارم یکبار که رفته بودم ارایشگاه تو پیش مامان مهشید بودی انقدر استرست را داشتم که آرایشگر بهم می گفت این همه استرس باعث میشه کارت خوب نشه
دلم میخواد از تمام صحنه هات عکس بگیرم
از عکس با موبایل خیلی خوشم نمیاد همیشه دوربین کنار دستم یا در حال گرفتن عکسم یا فیلم
پسرکم نمیگم میخوام همیشه پیشم باشی چون یک نوع خود خواهی ولی از آینده از این که بالاخره یک روز تو از پیشم میری می ترسم من از آلان دلتنگتم
برا همین مامان تمام سعیم این که الان که تو پیشمی و من دنیای تو و تو دنیای من تمام لذت را ببرم
وقتی بیداری هیچ کاری نمیکنم حتی اگه مشغول غذا پختن باشم گاز را خاموش میکنم و پیش تو میام تا در کنار هم لدت ببریم و تا نگران از این نباشم که برات کم گداشتم
دیگه این پست را با این متن تمام میکنم چون تمام حرف دلم
بچه عجیب ترین موجود دنیاست
می آید مادرت میکند ، عاشقت میکند ،رنجی ابدی در وجودت میکارد ،تا آخرین لحضه عمر عاشق نگهت میدارد وتمام....
بگمانم مادر بودن یک نوع دیوانگیست
وقتی مادر می شوی رنج ابدی به سراغت می آید رنجی نشات گرفته از عشق ...
مادر که می شوی ،میخواهی بهترین ها را از آن او کنی
وقتب میخرد ، چهار دست و پا می رود و میدود،تو فقط تماشا می کنی و قلبت برایش تند میتپد...
از دردش نفست میگیرد.
روحت از بیماریش زخم میشود
مادر که میشوی هیچ چیز مثل قبل نخواهد بود
مادر که می شوی کس دیگری میشوی پر از عشق و جنون و دیوانگی......




من عاشق این وابستگیم
